. . . Business Love . . .
زندگی زیبا و قشنگ~ روانشناسی -مد و فشن-مدیریت-روزنامه نگاری-اطلاع رسانی-جامعه شناسی-خبری-آموزشی
رفیع ترین قله، اوج تمامی ارزشهاست: حقیقت،
عشق، آگاهی، اصالت، تمامیت. در رفیع ترین قله، این ارزشها از یکدیگر
تفکیک ناپذیرند. آنها تنها در دره تاریک بیهوشی ماست که جدا از یکدیگرند.
ما نام عشق را بر آن مي نهيم. عشق به مانند روشناي آفتاب حس ميگردد. اما
روح بخش ترين احساسات انسانها شايد همين راه حل زيباي طبيعت براي بقاي نسل
آدميان و توليد مثل آنها باشد.
مغر توسط مجموعه اي از مواد شيميايي اثر بخش، ما را در دام عشق گرفتار مي
آورد. تـصور بر اين است كه در حال گزينش شريكي براي خود هستيم، در حالي كه
ممكن است طعمه اي دلباخته براي دام دوست داشتني طبيعت بيش نباشيم.
آنگونه كه شما تصور ميكنيد نيست...
روان پژوهان نشان داده اند در حدود 90 ثانيه تا 4 دقيقه زمان لازم است تا شما درباره عشق كسي تصميم گيري نماييد.
تحقيقات گوياي اين مطلب ميباشند:
%55 از طريق زبان جسماني علاقه پديد مي آيد
%38 از طريق لحن صدا و سرعت سخن گفتن
فقط %8 از طريق گفتگو عاشق ميشوند
روانشناسان براي عشق سه مرحله پيشنهاد نموده اند: شهوت، مجذوبيت و تعلق.
هر كدام از اين مراحل بدليل وجود هورمونها و مواد شيميايي خاصي ايجاد
ميشوند.
مرحله 1: شهوت
اين اولين مرحله عشق بوده و در هر دو جنس زن و مرد بدليل وجود هورمونهاي جنسي استروژن و تستسترون پديد مي آيد.
مرحله 2: مجذوبيت
زماني شگفت انگيز، هنگاميكه به عشقي حقيقي مبتلا شده ايد و بسختي ميتوانيد
به ديگران فكر كنيد. دانشمندان بر اين باورند كه سه انتقال دهنده عصبي
اصلي در اين مرحله دخيل ميباشند: آدرنالين، دوپامين و سروتونين
آدرنالين
مراحل ابتدايي علاقمندي به يك فرد باعث فعال شدن واكنشهاي استرس زا و
افزايش سطح آدرنالين و كرتيزول در خون مي گردد. اين فرآيند تاثير فريبنده
اي در فرد ايجاد ميكند: وقتي او را براي اولين بار مي بينيد بدنتان عرق مي
كند، قلبتان سريعتر ميتپد و دهانتان خشك ميگردد.
دوپامين
يك زوج تازه ازدواج كرده تحت معاينه مغزي قرار گرفتند و مشخص گرديد كه
ميزان سطح دوپامين كه نوعي انتقال دهنده عصبي بشمار ميرود در آنها بالا
است. اين هورمون از طريق رهاسازي حس شديدي از لذت، باعث تحريك ميل و رغبت
در شخص ميگردد. اين دقيقاً همان تاثيري است كه بعد از مصرف كوكائين در مغز
بوجود مي آيد!
نتايج آزمايشات دال بر وجود مقدار قابل توجهي از دوپامين در اغلب زوجين
ميباشد: افزايش انرژي، كاهش نياز به خواب و غذا، حواس متمركز و لذتي مطبوع
در كوچكترين جزئيات رابطه.
سروتونين
و در انتها سروتونين، يكي از مهمترين هورمونها، كه باعث ميگردد بسيار زياد به معشوقتان فكر كنيد.
آيا عشق شيوه تفكرتان را تغيير مي دهد؟
در يك بررسي علمي مشخص شد كه در مراحل اوليه ايجاد عشق ( مرحله مجذوبيت )
نحوه فكر كردن دچار دگرگوني شگرفي مي شود. از بيست زوج جوان كه ابراز
علاقه بسيار شديدي نسبت به هم مي نمودند، دعوت بعمل آمد تا مشخص گردد كه
آيا مكانيزم تفكر دائمي به معشوق در مغز با مكانيزمي كه باعث بروز اختلال
وسواس فكري-عملي ميشود ارتباطي دارد يا خير.
با تحليل نمونه هاي خوني گرفته شده معلوم گرديد كه ميزان هورمون سروتونين
در زوجهاي جوان با سطوح پايين اين هورمون در بيماران وسواس فكري-عملي
برابري ميكند.
عشق نياز به ناپيدايي دارد
افرادي كه بتازگي عاشق هم شده اند صورتي خيالي، شاعرانه و ايده آل به شريك
زندگيشان مي بخشند، محاسنشان را بزرگ نمايي نموده و عيوبشان را مي
پوشانند.
همچنين زوجهاي جوان، خودِ رابطه را نيز متعالي جلوه مي دهند و تصور ميكنند
كه رابطه شان از هر زوج ديگري صميمي تر و زيباتر است. روانشناسان معتقدند
كه ما به چنين نگرش خالصانه اي نيازمنديم. اين نگرش باعث ميگردد، تا زمان
وارد شدن به مرحله بعدي عشق، يعني تعلق، در كنار يكديگر باقي بمانيم.
مرحله 3: تعلق
تعلق ضمانتي است كه زوجين را متعهد ميكند براي بچه دار شدن و پرورش آنها
به اندازه كافي در كنار هم زندگي كنند. دانشمندان تصور ميكنند كه دو
هورمون اصلي در رابطه با ايجاد حس تعلق دخيل هستند: اكسيتوسن و واسوپرسين.
اكسيتوسين - هورمون نوازش
اكسيتوسين هورموني قدرتمند است كه توسط زنان و مردان در حيم ارگاسم ترشح
ميشود. اين هورمون احتمالاً حس تعلق را عميق تر نموده و باعث ميگردد زوجين
بعد از اتمام رابطه جنسي بيش از پيش نسبت به هم احساس نزديكي كنند. مطابق
با اين نظريه، هر قدر زوجين بيشتر رابطه جنسي برقرار كنند، پيوستگي و
صميميت بين آنها نيز بيشتر خواهد شد. اكسيتوسين هنگام زايمان نيز ترشح شده
و به ايجاد پيوند عاطفي قوي بين مادر و كودك، كمك شاياني مي نمايد. يكي
ديگر از وظايف اين هورمون خروج اتوماتيك شير از سينه مادر در هنگام گرسنگي
كودك است.
يك استاد روانشناسي نشان داد كه اگر ترشح طبيعي هورمون اكسيتوسين در
گوسفندان و موشها متوقف شود، آنها تازه متولدين خود را پس خواهند زد.
بطور عكس، تزريق اكستوسين به موشهاي ماده اي كه هيچگاه رابطه جنسي
نداشتند، باعث دوستي كردن آنها با نوزادان موشهاي ديگر گرديد. موشهاي ماده
اين نوزادان را گونه اي مراقبت ميكردند كه گويي متعلق به خودشان است.
واسوپرسين
واسوپرسين يكي ديگر از هورمونهاي مهم در مرحله تعهد بلند مدت است و بعد از رابطه جنسي ترشح ميگردد.
واسوپرسين (هورمون ضد ادرار) به همراه كليه ها جهت كنترل تشنگي كار ميكند.
نقش بالقوه اين هورمون در روابط بلند مدت زماني كه محققان مشغول مشاهده
رفتارهاي موشهاي صحرايي بودند مشخص گرديد.
موش هاي صحرايي در روابط جنسي كه لزوماً براي توليد مثل نبود، بيشتر شركت
ميكردند. آنها همچنين - همانند انسانها - رابطه زوجيت مستحكم تر و
پايدارتري را بنا مينمودند.
زمانيكه به اين موشها داروي متوقف كننده اثر واسوپرسين خورانده مي شد،
بدليل از بين رفتن صميميت و عدم مراقبت احساسي از جفت، ارتباط آنها با
جفتشان بسرعت قطع ميگشت.
و در نهايت... چگونه عاشق شويم
شخصي كاملاً غريبه را بيابيد.
به مدت نيم ساعت اطلاعاتي صميمي درباره زندگيتان در اختيار يكديگر قرار دهيد.
سپس به مدت چهار دقيقه بدون اينكه حرفي بزنيد عميقاً به چشم هاي هم خيره شويد.
يك روانشناس مشهور كه در حال مطالعه دلايل عاشق شدن انسانها ميباشد، از
چندين زن و مرد درخواست كرد تا سه مرحله بالا را انجام دهند و متوجه گرديد
كه بسياري از زوج ها بعد از يك آزمون 34 دقيقه اي عميقاً احساس مجذوبيت مي
نمودند. دو زوج مورد مطالعه وي بعدها با يكديگر ازدواج كردند.
تنها زمانی که آلوده شده و با سایر چیزها ترکیب شدهاند. لحظهای که خالص
شوند، واحد میگردند؛ و هر چه خالصتر، نزدیکتر به وحدت.
برای مثال، ارزشها دارای سطوح مختلفاند؛ هر ارزش نردبانی با چندین پله
است. پایینترین پلهً نردبان ِعشق شهوت است که به جهنم میرسد و بالاترین
پله آن نیایش است که به بهشت میرسد.
در شهوت تنها یک درصد عشق وجود دارد و نود درصد چیزهای دیگراست ، از جمله
حسادت، خودخواهی، احساس تملک، خشم و تمایلات جنسی. چیزی که بیشتر فیزیکی و
شیمیایی است و عمقی بیش از آن ندارد؛ چیزی بسیار سطحی که حتی عاری از
ژرفای پوستی است.
هر چه بالاتر روی ، چیزها عمیقتر میشوند و ابعاد جدیدی به خود میگیرند.
به طوری که آنچه فقط فیزیولوژیکی بود کم کم ابعاد روانشناختی بخود
میگیرد؛ آنچه صرفاً بیولوژیکی بود کم کم روانشناسی می شود. ما از لحاظ
بیولوژیکی با تمام حیوانات اشتراک داریم، اما از لحاظ روانی با آنها
اشتراکی نداریم.
وقتی مراتب عشق بالاتر می رود، به عبارت دیگر هنگامی که عشــق عمیــــق تر
می شود، چیزی روحانی در آن به وجود میآید و متافیزیکی میشود. تنها بودا،
کریشنا و مسیح چنین عشقی را میشناسند.
عشق در همه جا گسترده شده است، چیزی که در مورد ارزشهای دیگر هم صدق
میکند. زمانی که عشق صد در صد خالص باشد، دیگر نمیتوان بین عشق و آگاهی
تمایزی قائل شد، آنها هم دیگر دو جزء مجزا از یکدیگر نیستند.
از این رو مسیح می گوید " خدا عشق است" . او آنها را مترادف هم میداند. دراین بیان بینش عظیمی نهفته است.
در حاشیه، هر چیز از چیزهای دیگر منفک به نظر می رسد؛ درحاشیه هستی متکثر
است. هنگامی که به مرکز نزدیک میشوید، تکثر شروع میکند به ذوب شدن و
وحدت برمی خیرد. در مرکز همه چیز واحد است.
درحقیقت، اصلا دو ارزش وجود ندارد ، بلکه دو مسیر از دره به سمت قله وجود
دارد. یکی مسیر آگاهی است، مدیتیشن: مسیر ذن. دیگری مسیر عشق است، مسیر
عشاق، تصوف. این دو مسیر در آغاز سفر جدا از یکدیگرند .
تو باید یکی از این دو مسیر را انتخاب کنی. هریک از این دو گزینه را که
انتخاب کنی به قله واحدی هدایت میشوی. به موازات نزدیک شدن به قله شگفت
زده خواهی شد: مسافران مسیر دیگر به تو نزدیک می شوند. کم کم این دو مسیر
در هم ادغام میشوند. وقتی به آخر راه میرسی آن دو یکی شـــدهاند.
کسی که مسیر آگاهی را انتخاب میکند عشق را بعنوان نتیجه آگاهیاش، بعنوان
پیامدی جانبی و سایه آگاهی، باز مییابد. و آن کس که مسیر عشق را دنبال
میکند آگاهی را بهعنوان نتیجه عشق ، بهعنوان پیامد جانبی و سایه عشق،
بازمییابد. آنها دو روی یک سکهاند.
به خاطر داشتــه باش: اگر آگاهیات عاری از عشق باشد هنوز ناخالــص است؛
هنوز صد در صد خالص بشمار نمیآید. هنوز آگاهی واقعی نیست؛ احتمالاً با
ناآگاهی آمیخته است، نور خالص نیست.
باید مناطق تاریکی در درونت وجود داشته باشند که هنوز فعالند، بر رویت اثر
میگذارند و بر تو تسلط دارند. اگر عشقت عاری از آگاهی باشد، در این صورت
اصلا عشق نیست. باید چیزی پایین تر ازآن، چیزی بیشتر نزدیک به شهوت باشد
تا نیایش.
پس بیا ملاکی قرار دهیم: اگر مسیر آگاهی را دنبال میکنی ، عشق ملاکت باشد.
هنگامی که آگاهی ات یکباره در عشق شکوفا شود، به روشنی درخواهی یافت که
به آگاهی رسیدهای. اگر راه عشق را دنبال می کنی، پس عملکرد آگاهی را
همچون سنگ محک ، ملاک قرار بده.
هنگامی که یکباره از هیچجا، در مرکز عشقت ، شعله آگاهی شروع به برخاستن
کرد، نیک در خواهی یافت که به شادمانی دست یافتهای؛ اینک به منزل
رسیدهای.
